خلاصه قسمت آخر سریال ترکی ماندگار +قسمت ۵۰ و۶۵

خلاصه قسمت آخر سریال ترکی ماندگار +قسمت ۵۰ و۶۵

سریال ماندگار محصول ترکیه که به تازگی در شبکه جم با دوبله فارسی پخش می شود، خلاصه داستان و قسمت آخر سریال ترکی ماندگار قرار داده شده است و با بازی اوزلم یلماز Özlem Yılmaz در نقش ادا، سینم اوزتوفان Sinem Öztufan در نقش ملدا ( خواهر ادا )، سرحان یاواش Serhan Yavaş در نقش هارون و بورا گولسوی Buğra Gülsoy در نقش تویگار به ایفای نقش می پردازند. نام ترکی این سریال Unutulmaz به معنی ماندگار ، فراموش نشدنی می باشد.این سریال طی سال های ۲۰۰۹ – ۲۰۱۱ در ژانر عاشقانه، درام، رمانتیک و البته کمی مهیج ساخته شده است و محصول تلویزیون atv ترکیه می باشد.

 

خلاصه قسمت ۵۰ سریال ماندگار:

خلاصه قسمت پنجاه ماندگار ادا با خانوادش بعد مدتها سریه میز نشسته و خوشحاله همین موقع هارون میرسهو ملدا ازعمد برای ادا مینویسه که قضیه بچتو بگو کرم هم این نوشته رو بلند میخونه و همه میفهمن ادا حاملس و خوشحال میشن چون فکرمیکنن از تولگاس ولی هارون عصبی میشه.فرداش هارون میره بیمارستان و منشی با کلک یه دکترقلابی رو به هارون نشون میده و دکترقلابی به هارون یه پرونده جعلی نشون میده که مشخص میکنه بچه ادا برای هارون نیست.هارون همه جا رو بهم میریزه و به خودش و ادا لعنت میفرسته.دکترقلابی میره تو یه ماشین تا مزد کارشو بگیره که نشون میده باتوو تو ماشینه و همه اینکارا زیرسر باتوو بوده تا ازاین طریق به هارون ضربه بزنه تا هارون فکرکنه بچه مال خودش نیست.ملدا به ادا مسیج میده که میام دنبالت تا باهم حرف بزنیم.ادا میره با ملدا و ملدا با سرعت رانندگی میکنه و قصد داره تا ادا رو توتصادف بکشه.ادا خیلی ترسیده و مدام داد میزنه ملدا نگهدار که یه دفعه نزدیک هست تصادف کنن که ملدا لحظه اخر پشیمون میشه و فرمان رو میچرخونه و نجات پیدا میکنن.ادا میره پیش ملدا تا دلداریش بده ولی ملدا اونو پس میزنه و ازش میخواد تا به هارون زنگ بزنه.

 

 

خلاصه قسمت ۶۵ سریال ماندگار:

هارون بعد از صحبت با ترکان به ادا زنگ میزنه و میگه بیا خونه باهات حرف دارم.ادا از پیش صاحبکارش میاد بیرون که میبینه تولگا دم در ایستاده.تولگا با ادا میگه من همیشه بهت گفتم برو پیش اونی که دوسش داری ولی الان میبینم داره عذابت میده دیگه نرو پیشش چون من..ولی ادا نمیزاره حرفشو ادامه بده و بهش میکه چون تو میدونی چقد دارم اشتباه میکنم ولی من همه چیو به جون میخرم و میره.وقتی ادا میره پیش هارون،هارون بهش میکه باید ازهم جدا شیم.ادا عصبی میشه گریه میکنه ومیگه چرا این حرفو میزنی.هارون میگه چون نمیتونیم خانواده هامون رو اذیت کنیم.ادا بهش میگه ازت متنفرم و میخواد بره.هارون هم گریه میکنه و نگاش میکنه ولی نمیزاره تنها بره و با ماشین میرسونتش درخونه متین.ادا بعد از رفتن هارون دم وا میره و گریه میکنه.تولگا میرسه و وقتی ادا رومیبینه حسابی پریشون میشه و اونو دلداری میده.به نظرم یه عاشق واقعی تو این فیلم باشه همین تولگاس.هارون تو خونه زده به سرش و داره مست میکنه و یاد حرفای ترکان میفته که بهش میگه اگه ادا رو ول نکنی خودم ادا رو.میکشم و خاکش میکنم.مشخص میشه هارون به این خاطر ادا رو ول کرده .

 

 

 

 

پایان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *